ارائه در حال بارگذاری است. لطفا صبر نمایید.

ارائه در حال بارگذاری است. لطفا صبر نمایید.

به نام خدايي كه جان آفريد

ارائه های مشابه


ارائه در موضوع: "به نام خدايي كه جان آفريد"— رونوشت ارائه:

1 به نام خدايي كه جان آفريد
راهنما

2 دانشگاه پيام نور بوستان سعدي

3 معرفي منبع دانشگاه پيام نور بوستان سعدی نظم 5 بخش 1 مؤلف : دکتر حسن انوری طراح و تهيه كننده : صفيه توكلي مقدم دستيار علمي رشته ادبيات واحد كاشان

4 تعداد واحد : 2 واحد پيش نياز : نظم 4 بخش 4حديقه سنايي نوع درس : اصلي
جايگاه درس در رشته ادبيات دانشگاه پيام نور تعداد واحد : 2 واحد پيش نياز : نظم 4 بخش 4حديقه سنايي نوع درس : اصلي

5 فهرست مطالب دانشگاه پيام نور 1) اهداف کلی ) در عشق ومستی و شور 2) اهداف رفتاری ) در تواضع 3) درباره سعدی ) در رضا 4) ويژگی های سعدی ) در قناعت 5) درباره بوستان ) در عالم تربيت 6) ويژگی های بوستان ) در شکر برعافيت 7) سر آغاز کتاب ) در توبه و راه صواب 8) در عدل و تدبير و رای 17) در مناجات و ختم کتاب 9) در احسان

6 اهداف کلی 1. شناخت سعدی در جایگاه یکی از مهم ترین شاعران زبان فارسی
دانشگاه پيام نور 1. شناخت سعدی در جایگاه یکی از مهم ترین شاعران زبان فارسی 2. شناخت بوستان سعدی به عنوان یکی از مشهورترین آثار ادبی فارسی 3. آشنایی با عناصر فرهنگ ایرانی و شیوه زندگی مردم در قرن هفتم 4 . افزایش حدود واژگان خویش 5 . پند گرفتن از حکایت های تعلیمی بوستان و شناخت ساخت حکایت 6. آشنایی با آیات قرآن و احادیث در بوستان

7 اهداف رفتاری 1- خواندن متن کتاب با سهولت و روانی
دانشگاه پيام نور 1- خواندن متن کتاب با سهولت و روانی 2- معنا کردن واژه ها و ترکیب های مشکل 3- بازنویسی حکایت ها به زبان ساده امروزی 4- بیان معانی آیات و احادیث موجود در بوستان 5- بررسی اصول اعتقادی، اخلاقی و تربیتی سعدی 6- بیان نکات دستوری

8 درباره سعدی دانشگاه پيام نور نام : مصلح بن عبدالله تخلص : سعدی سال و محل تولد : ﻫ - شیراز آثار : گلستان، بوستان، دیوان غزلیات و قصاید سال و محل وفات : ﻫ - شیراز

9 ویژگی های سعدی به کمال رساندن غزل
دانشگاه پيام نور به کمال رساندن غزل 2. انعکاس تجارب ارزشمند خود در آثار جهت تعلیم مردم 3. بیان سهل و ممتنع 4. ایجاز ، مهم ترین ویژگی سخن سعدی 5. بذله گویی در عین وعظ و حکمت

10 درباره بوستان سال نظم : 655 ﻫ قالب : مثنوی
دانشگاه پيام نور سال نظم : 655 ﻫ قالب : مثنوی باب : ده باب با عنوان های عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، قناعت، تربیت،شکر ، توبه، مناجات و ختم کتاب بیت : 4011 بیت وزن : فعولن فعولن فعولن فعل بحر : متقارب مثمن محذوف نام دیگر : سعدی نامه ( بر گرفته از نام سعدبن ابی بکر )

11 ویژگی های بوستان 1. بیان مسایل تعلیمی و حکمی در قالب حکایات پند آموز
دانشگاه پيام نور 1. بیان مسایل تعلیمی و حکمی در قالب حکایات پند آموز 2 . استحکام جمله بندی، پختگی بیان و انسجام کلام سعدی 3. ایجاز و فصاحت کلام سعدی 4. شیوایی و روانی زبان سعدی 5. ذکر حکايت درباره عرفای نامدار و گرایش به تصوف

12 شیوه شرح در هر بخش 1- بیان معانی و موضوعات برخی ابیات 2- لغات دشوار
دانشگاه پيام نور 1- بیان معانی و موضوعات برخی ابیات 2- لغات دشوار 3- آرایه ها ( تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و جناس ها) 4- نکات دستوری (صفات مرکب، قیدها و ...) 5- اشاره به آیات و احادیث

13 سر آغاز کتاب معانی ابيات بیت 7 : بری ذاتش از تهمت ضد و جنس
دانشگاه پيام نور بیت 7 : بری ذاتش از تهمت ضد و جنس غنی، ملکش از طاعت جن و انس موضوع : نفی شرک و اثبات بی نیازی خداوند معنا : ذات خداوند از این که به او تهمت مقابل و هم جنس داشتن زده شود پاک و مبرا است و در پادشاهی خود از اطاعت جن و انس بی نیاز است

14 معانی ابيات بیت 15 : نه مستغنی از طاعتش پشت کس
دانشگاه پيام نور بیت 15 : نه مستغنی از طاعتش پشت کس نه بر حرف او جای انگشت کس موضوع : بی نیازی و عظمت حق معنا : هیچ کس از پشت خم کردن برای اطاعت از خدا بی نیاز نیست و کسی بر سخن او نمی تواند ایراد بگیرد .

15 معانی ابيات بیت 22 : در این ورطه کشتی فرو شد هزار
دانشگاه پيام نور بیت 22 : در این ورطه کشتی فرو شد هزار که پیدا نشد تخته ای بر کنار موضوع : حیرانی انسان پس از استغراق در ذات حق معنا : هزاران دانشمند درباره ذات الهی به غور رسی پرداختند اما همه متحیر شدند و نتوانستند کوچک ترین نشانی از ذات او بدهند

16 معانی ابيات بیت 24 : محیط است علم ملک بر بسیط قیاس تو بر وی نگردد محیط
دانشگاه پيام نور بیت 24 : محیط است علم ملک بر بسیط قیاس تو بر وی نگردد محیط موضوع : احاطه علم خدا بر عالم معنا: علم خداوند بر پهنه جهان و همه موجودات احاطه دارد . فکر و استدلال تو نمی تواند بر خداوند احاطه پیدا کند

17 لغات عزیز : نیرومند و دست نایافتنی ماجری : گناهی که از بنده سر می زند
دانشگاه پيام نور عزیز : نیرومند و دست نایافتنی ماجری : گناهی که از بنده سر می زند درنوشتن : در پیچیدن، نادیده گرفتن بری : پاک، منزه حسیب : ممال حساب ورطه : گرداب، جایگاه خطر دورترین نقطه ها : اقصا

18 آرایه ها مجاز : جهان متفق برالهیتش (بیت 20)
دانشگاه پيام نور مجاز : جهان متفق برالهیتش (بیت 20) مردم جهان ذکر محل و اراده حال تشخیص : که دهشت گرفت آستینم که قم (بیت 23) کنایه : نه بر حرف او جای انگشت کس انگشت گذاشتن برحرف يا سخن کسی ايراد گرفتن بر او

19 آرایه ها استخدام :چو این کاخ دولت بپرداختم
دانشگاه پيام نور استخدام :چو این کاخ دولت بپرداختم بر او ده در از تربیت ساختم (بیت 36) کاخ دولت استعاره از بوستان در فصل و باب در ارتباط با کاخ دروازه تصدیر : محیط است علم ملک بر بسیط قیاس تو بر وی نگردد محیط

20 آرایه ها اضافه اقترانی : زمین نیاز / خوان کرم / درگاه لطف و بزرگی
دانشگاه پيام نور اضافه اقترانی : زمین نیاز / خوان کرم / درگاه لطف و بزرگی اضافه استعاری : دست فهم / کلک قضا اضافه تشبیهی : مرغ وهم / کاخ دولت / عزیز و عزت جناس اشتقاق: سحبان و سبحان

21 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلي مركب مرخم: دستگير / جان آفرين / سخن در زبان آفرين / پوزش پذير / عذرآور بيت 6 : چو باز آمدي ماجري درنوشت ماضي به جاي مضارع براي تأكيد بيت 30 :چو پاكان شيراز, خاكي نهاد صفت و موصوف مقلوب

22 آيات : « الرحمن * علم القرآن* خلق الانسان* علمه البيان» ( 55/1تا4)
آيات و احاديث دانشگاه پيام نور بيت 1: به نام خدايي كه جان آفريد سخن گفتن اندر زبان آفريد آيات : « الرحمن * علم القرآن* خلق الانسان* علمه البيان» ( 55/1تا4)

23 آيات و احاديث بيت 5 : نه گردن كشان را بگيرد به فور
دانشگاه پيام نور بيت 5 : نه گردن كشان را بگيرد به فور نه عذر آوران را براند به جور آيه : «ولو يعجل الله للناس الشر استعجالهم بالخير لقضي اليهم اجلهم » (10/11) معنا: اگر خدا براي مردم به همان شتاب كه آنان در كار خير مي طلبند در رساندن بلا به آنها شتاب مي نمود , قطعا اجلشان فرا مي رسيد .

24 آيات و احاديث بيت 10 : مر او را رسد كبريا و مني
دانشگاه پيام نور بيت 10 : مر او را رسد كبريا و مني آيه: « وله كبرياء في السموات و الارض» (45/37) بيت 16: قديمي نكوكار نيكي پسند به كلك قضا در رحم نقش بند آيات : «ان الله يحب المحسنين » ( 2/195) « هو الذي يصوركم في الارحام كيف يشاء » (3/6) حديث : «جف القلم بما هو كائن الي يوم القيامه» معنا:قلم به آن چه بودني است تا روز قيامت خشك شده

25 آيات و احاديث دانشگاه پيام نور بيت 24: محيط است علم ملك بربسيط آيه: «الا انه بكل شيء محيط» (41/54) بيت 27: كه خاصان در اين ره فرس رانده‌اند به لا احصي از تگ فرو مانده‌اند حديث نبوي: « لا احصي ثناء عليك انت كما اثنيت علي نفسك» معنا: نمي توانم از عهده ستايش تو برايم تو چناني كه خود را ستايش كرده‌اي

26 باب اول در عدل و تدبير و راي
معانی ابیات دانشگاه پيام نور بيت 44: به شب گفتي از جرم گيتي فروز دري بود از روشنايي چو روز موضوع: درخشش نگين انگشتري معنا : به هنگام شب گويي از آن نگين مانند روز دري از روشنايي باز شده باشد

27 معانی ابیات بيت 91 : طمع كرده بودم كه كرمان خورم
دانشگاه پيام نور بيت 91 : طمع كرده بودم كه كرمان خورم كه ناگه بخوردند كرمان سرم معنا : طمع كرده بودم كه شهر كرمان را تصرف كنم يا خراج كرمان را بخورم كه ناگهان كرم‌هاي گور سرم را خوردند .

28 لغات دانشگاه پيام نور سمر: افسانه سمر كردن : مشهور كردن ايذا : آزار رساندن نسيان: فراموشي مرعي: چراگاه نخيل: درخت خرما خوشيدن: خشك شدن برگ: توشه و آذوقه شخ: شاخه درخت مكنت: ثروت منغص: تيره, ناگوار رفته: ترسيده فگار: آزرده و مجروح خدنگ: چوبي بسيار سخت كه از آن تير مي سازند

29 آرايه‌ها دانشگاه پيام نور مجاز: بيت 52؛ دل شهري از ناتواني فگار مردم شهر (ذكر محل و اراده حال) استخدام: بيت70؛ چو درويش بي برگ ديدم درخت قوي بازوان سست و درمانده سخت برگ :توشه و آذوقه /// برگ درخت ايهام تناسب: بيت 65؛ يكي را كه سعي قدم پيشتر به درگاه حق, منزلت بيشتر سعي:كوشش /// دويدن

30 آرايه‌ها دانشگاه پيام نور تكرير: بيت 12؛ رياست به دست كساني خطاست كه از دستشان دست‌ها برخداست استثنا: بيت68؛ بخوشيد سرچشمه‌هاي قديم نماند آب جز آب چشم يتيم كنايه : بيت ؛ چراغي كه بيوه زني برفروخت آه آتشين

31 آرايه‌ها دانشگاه پيام نور اضافه اقترانی: سمع رضا اضافه تشبیهی: بدر سیما – باران دمع جناس تام مستوفی (آن است که کلمه های متجانس از نظر هویت دستوری متفاوت باشند ) بیت 61 : وزان کس که خیری بماند روان دمادم رسد رحمتش بر روان روان : جاری - روح

32 آرايه‌ها دانشگاه پيام نور جناس تام و مرفو : بیت 91 : طمع کرده بودم که کرمان خورم که ناگه بخوردند کرمان سرم کرمان : شهر کرمان کرم ها بیت 94 و 95 : نه بر باد رفتی سحرگاه و شام به آخر ندیدی که بر باد رفت بر باد رفت : باد - نابود شد جناس لاحق : رای و پای – غربت و تربت – سست و سخت

33 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلي مركب مرخم: بدانديش – نكوكارپرور – خداترس – دادخواه – خونخوار – گيتي فروز ياء نسبت : كياني – جوهري ( نسبت در معناي فاعلي ) ملك را دل رفته : دل رفته ملك را فك اضافه تو خفته خنك در حرم نيمروز : خنك قيد ( به آسودگي ) بيت 80 :‍ نگه كرد رنجيده در من فقيه نگه كردن عالم اندر سفيه قيد براي نگه كردن در مصرع اول

34 آيات و احاديث دانشگاه پيام نور بيت 64 : كرم كن كه فردا كه ديوان نهند منازل به مقدار احسان دهند حديث : ان المنازل يوم القيامه علي مقدار الاحسان الي الناس في الدنيا معنا :مقامات افراد در روز قيامت به اندازه نيكي است كه در دنيا به مردم كرده باشند

35 باب دوم در احسان معانی ابیات
دانشگاه پيام نور بيت 4: غم خويش در زندگي خور كه خويش به مرده نپردازد از حرص خويش موضوع : پيش از مرگ به فكر خود بودن معنا : در زندگي به فكر خود باش زيرا خويشاوند پس از مرگ تو به دليل حرص و طمع ديگر به تو نمي انديشد .

36 معانی ابیات دانشگاه پيام نور بيت 11 : به پوشيدن ستر درويش كوش كه ستر خدايت بود پرده پوش موضوع : پرده پوشي خدا معنا : شرمگاه و تن درويش را بپوشان تا خداوند عيب هاي تو را بپوشاند

37 معانی ابیات دانشگاه پيام نور بيت 30 : درون پراكندگان جمع دار كه جمعيتت باشد از روزگار موضوع : جمعيت خاطر معنا : كاري كن كه پريشان خاطران ‏, خاطري آسوده پيدا كنند تا از گزند روزگار آسوده خاطر باشي

38 معانی ابیات دانشگاه پيام نور بيت 71 : بيابان نوردي چو كشتي بر آب كه بالاي سيرش نپرد عقاب موضوع : توصيف اسب حاتم طايي معنا : اسبي بيابان نورد كه عقاب سريع تر از سرعت سير او پرواز نمي كند

39 معانی ابیات دانشگاه پيام نور بيت 74 : بدانم كه در وي شكوه مهي است وگر رد كند بانگ طبل تهي است موضوع: به بخشندگي شهره بودن معنا : در حاتم شكوه بخشندگي و بزرگي وجود دارد اگر خواهش مرا رد كند شهرت او در بخشش بي اساس است بيت 123 :كه مهرست بر نام حاتم كرم معنا : بخشندگي به نام حاتم ثبت شده است - از او بخشنده تر نيست

40 لغات دانشگاه پيام نور هليدن : رها كردن, فرو گذاشتن ستر : پوشش حبل : طناب انديشه كردن : ترسيدن وحل : گل و لاي قنطار : واحد وزن بسيار (يوناني) قيراط : واحد وزن كم (يوناني) حانوت : دكان انبان : كيسه بزرگ مأوا : جايگاه ريش : مجروح خويد : غله نارسيده دمان : خشمگين زنخدان: چانه تيمار خوردن : غمخواري دستور : وزير

41 لغات دانشگاه پيام نور سماط: سفره فاقه : فقر باد سنج: ياوه گو, بيهوده كار تركش : تيردان كش : سينه نذير : ترساننده سقط : دشنام فروهشته : آويزان كرده رمق : بقيه جان فتراك : تسمه اي كه از زين اسب آويزان است

42 آرايه ها دانشگاه پيام نور استعاره بيت 67: به تگ ژاله مي ريخت بر كوه و دشت تو گفتي مگر ابر نيسان گذشت ژاله: استعاره از عرق ريختن تشبيه: عرق ريختن اسب به باران نيساني استخدام: بيت94 : شنيدم كه جشني ملوكانه ساخت چو چنگ اندر آن بزم خلقي نواخت نواخت: در ارتباط با چنگ : به معني موسيقايي در ارتباط با خلق : دلجويي و مهرباني

43 آرايه ها دانشگاه پيام نور كنايه: بيت 10: پشت دست به دندان بردن : كنايه ازپشيماني بيت 92 : سودا بر سر كسي رفتن : حسادت ورزيدن و خشمگين شدن سيل رفتار , صبا سرعت, باد پا : اسب تندرو ارسال المثل : بيت 9 به غم خوارگي چون سر انگشت من نخارد كس اندر جهان پشت من ضرب المثل :(كس نخارد پشت من , جز ناخن انگشت من )

44 آرايه ها دانشگاه پيام نور جناس تام بيت 4 : غم خويش در زندگي خور كه خويش به مرده نپردازد از حرص خويش خويش : خود / خويشاوند / خود بيت 11 : به پوشيدن ستر درويش كوش كه ستر خدايت بود پرده پوش ستر : شرمگاه / پرده, پوشش اضافه تشبيهي : گوي دولت – شمشير احسان و فضل – بار لطف

45 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلي مركب مرخم : باد سنج , بلاجوي , پرده پوش صفات بياني : بادسير , سيل رفتار , باد پا , صبا سرعت فك اضافه : بيت 51: يقين, مرد را ديده بيننده كرد را فك اضافه (ديده مرد ) قيد: بيت 7 : پريشان كن امروز گنجينه چست چست: با چالاكي, قيد بيت 149: بدي را بدي سهل بباشد جزا در مقابل- نهاد -مسند

46 باب سوم در عشق و مستي معانی ابيات
دانشگاه پيام نور بيت 1: خوشا وقت شوريدگان غمش اگر زخم بينند و گر مرهمش معنا : خوش به حال سالكان سر مست از عشق حق, چه در آن زمان كه با خدا با عشق دلشان را مجروح مي كند و چه در آن هنگام كه بر دلشان مرهم مي نهد

47 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 8 : سلاطين عزلت , گدايان حي منازل شناسان گم كرده پي موضوع: توصيف سالكان حق معنا : پادشاهاني خلوت گزين هستند كه در ميان قبيله چون گدايان مي نمايند منازل طريقت را به خوبي مي شناسند اما رد پايي از خود بر جاي نمي گذارند و كسي از احوالشان با خبر نيست

48 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 13 : نگويم كه بر آب قادر نيند كه بر شاطي نيل مستسقيند موضوع: بهره مندي عارفان از معرفت حق معنا : عارفان با بهره ي كه از فيوض الهي دارند هر دم عطش بيشتري براي درك فيض نامتناهي در خود احساس مي كنند

49 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 33: اگر ژاله هر قطره اي در شدي چو خرمهره بازار از او پر شدي معنا : اگر هر قطره باران در صدف جا مي گرفت و به مرواريد تبديل مي شد , بازار مثل خرمهره ارزان از مرواريد پر مي شد

50 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 42 : بهشت تن آساني آنگه خوري كه بر دوزخ نيستي بگذري معنا : هنگامي از بهشت آسايش و آسودگي برخوردار مي شوي كه در آتش فنا در برابر معشوق , خودخواهي ها را سوزانده باشي

51 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 68: ره عقل جز پيچ بر پيچ نيست برعارفان جز خدا پيچ نيست موضوع : ناتواني عقل در شناخت حقيقت معنا : از طريق عقل و استدلال نمي توان به حقيقت رسيد , در نظر عارفان كه از صفاي باطن به حقيقت عرفاني مي رسند , جز خدا چيزي وجود ندارد

52 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 103 : تعلق حجاب است و بي حاصلي چو پيوند ها بگسلي واصلي موضوع : ترك تعلق‌هاي دنيوي معنا: دلبستگي به دنيا مانعي براي رسيدن به حق است و موجب محروميت, اگر پيوندها را پاره كني و به دنيا دلبستگي نداشته باشي به حق واصل خواهي شد

53 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 133: فدايي ندارد ز مقصود چنگ وگر بر سرش تير بارند و سنگ موضوع : مقاومت عاشق در برابر سختي ها معنا : آن كه خود را قرباني معشوق مي كند , حتي اگر بر سرش تير و سنگ هم ببارند , دست از مقصود بر نمي دارد

54 لغات دانشگاه پيام نور وقت : در اصطلاح تصوف , زمان حال كه سالك از گذشته و آينده فارغ و با ياد خدا مشغول است نفور : گريزان الم : درد عيش مل : خوشي ناشي از خوردن شراب قباب : جمع قبه بارگاهها سمندر :جانوري كه در آتش نمي سوزد شاطي : كنار رود زنار : كمربند مسيحيان و زردتشتيان رز : درخت انگور ازرق : كبود غازي : ريسمان باز مجاور : معتكف حمول : بردبار نخجيرزن : شكارچي ناموس: رياكاري استسقا : بيماري كه هر قدر آب بنوشد تشنگي بر جا مي ماند

55 آرايه‌ ها دانشگاه پيام نور ايهام بيت 8: سلاطين عزلت, گدايان حي حي : قبيله / زنده و جاويد ايهام تناسب بيت 5 : نه تلخ است صبري كه برياد اوست كه تلخي شكر باشد از دست دوست صبر : گياه تلخ / شكيبايي ايهام تضاد : صبر در معناي گياه تلخ با شكر ايهام تضاد دارد ايهام تناسب بيت 121: بگفت اي هوادار مسكين من برفت انگبين يار شيرين من شيرين: معشوق فرهاد / طعم شيرين

56 آرايه‌ ها دانشگاه پيام نور استعاره و تلميح بيت 115: مرا چون خليل آتشي در دل است كه پنداري اين شعله بر من گل است آتش : استعاره از عشق ابراهيم به خدا تلميح به داستان انداخته شدن ابراهيم در آتش وگلستان شدن آتش

57 آرايه‌ ها دانشگاه پيام نور اضافه تشبيهي : شراب الم – سلحدار خار – شاه گل – جان معني – سيلاب درد – آتش عشق – بهشت تن آساني – دوزخ نيستي اضافه استعاري : پاي عمر –جيب عدم – گريبان جان اضافه اقتراني : دست خواهش پارادوكس : فقيران منعم – گدايان شاه

58 آرايه‌ ها دانشگاه پيام نور جناس مضارع و لاحق : مل و گل – حي و پي – فلك و ملك – چنگ و سنگ – دست و مست – گوش و هوش – غريق و حريق – پيچ و هيچ جناس زائد : دست و دوست پارادوكس : فقيران منعم – گدايان شاه جناس مضارع و لاحق : مل و گل – حي و پي – فلك و ملك – چنگ و سنگ – دست و مست – گوش و هوش – غريق و حريق – پيچ و هيچ جناس زائد : دست و دوست – سر و سحر جناس خط : يار و بار جناس ناقص : ملِك و ملَك

59 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلي مركب مرخم : خرقه سوز – حقايق شناس صفات مفعولي : پريشيده عقل – آگنده گوش – خاك زاد – دهشت آلوده - شوريده حال صفت مفعولي مركب در معني صفت فاعلي : گم كرده پي ياء وحدت : بيت 122: چو شيريني از من بدر مي رود ياء وحدت و نوع

60 باب چهارم در تواضع معانی ابيات
دانشگاه پيام نور بيت 9 : بلندی از آن يافت کو پست شد در نيستی کوفت تا هست شد موضوع : ارزش يافتن به سبب فروتنی معنا : قطره باران از آن رو به مرواريد گران بها تبديل شد که فروتنی کرد. خود را نيست انگاشت و بدين سبب هستی و قدر يافت

61 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 63 : به دندان گزيد از تعجب يدين بماندش در او ديده فرقدين معنا : از تعجب دو دستش را با دندان گزيد و چشمانش مانند فرقدين در او خيره ماند

62 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 109 : ز هستی در آفاق سعدی صفت تهی گرد و باز آی پر معرفت معنا : مانند سعدی به دور از خود بينی در جهان گردش و جستجو کن تا پر از معرفت باز آيی

63 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 121: رياضت کش از بهر نام و غرور که طبل تهی را رود بانگ دور موضوع : رياکاری صوفی معنا : تحمل رنج و سختی عارف خلوت گزين برای شهرت و فريب دادن مردم است همچون طبل تهی است که صدايش تا دور دست می رود

64 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 129 : نگيرد خردمند روشن ضمير زبان بند دشمن ز هنگامه گیر معنا : خردمند پاکدل از شعبده باز، برای بستن زبان دشمنانش افسون نمی طلبد و فريب آنان را نمی خورد

65 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 149 : مریز ای حکيم آستين های در چو می بينی از خويشتن خواجه پر موضوع: موعظه نکردن مغرور معنا : وقتی که مدعی دانش را گرفتار خود پسندی و غرور می بينی آستين های موعظه و نصيحت را بر او ميفشان

66 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 151 : مگو تا بگويند شکرت هزار چو خود گفتی از کس توقع مدار موضوع : نکوهش خود ستايی معنا : تو خود را تحسين مکن تا ديگران تو را تحسين گويند

67 لغات دانشگاه پيام نور ناموس : خود پسندی سر گرانی : تکبر و خود بينی تعنت : سرزنش مستظهر : پشت گرم معرف : مأ مور تشريفات امروزی ميزر : پارچه ای که به کمر می بندند حشيش : علف خشک شده فرقدين : دو ستاره نزديک قطب شمال نقيب : مأمور محکمه قاضی شيد : نيرنگ و حيله

68 لغات دانشگاه پيام نور شبکوک : نوعی گدايی اناء : ظرف درسپوزی : فرو ببری دستان : نيرنگ و حيله ريو : حيله و نيرنگ گنده مغزی : ياوه گويی هنگامه گير : معرکه گير آهو : عيب منجلی : آشکار وخش : ناحيه ای در کنار رود جيحون

69 آرايه ها دانشگاه پيام نور استعاره بيت 149 : مريز ای حکيم آستين های در آستين های در استعاره از سخنان حکمت آميز و موعظه بيت 163 : از اين خاکدان بنده ای پاک شد خاکدان استعاره از دنيا تلميح بيت 119 : که زنهار از اين مکر و دستان و ريو به جای سليمان نشستن چو ديو تلميح به داستان ديوی که خود را به صورت سليمان در آورد و با ربودن انگشتر سليمان، مدتی به جای او فرمان راند و بعد گريخت

70 آرايه ها دانشگاه پيام نور اضافه تشبيهی : دريای فضل – گلستان معنی اضافه استعاری : در فتنه - در نيستی – چشم خرد اضافه اقترانی : چشم حقارت - سر رفعت لف ونشر مرتب بيت 4 : چو آن سر فرازی نمود ، اين کمی از آن ديو کردند ، از اين آدمی

71 آرايه ها دانشگاه پيام نور جناس مضارع و لاحق : پاک و خاک – هست و پست – صدر و قدر – شيد و صيد – خسان و کسان – ريو و ديو – ننگ و سنگ تمثيل بيت 146 : ز علمش ملال آيد از وعظ ننگ شقايق به باران نرويد ز سنگ بيت 157 : فروتن بود هوشمند گزين نهد شاخ پر ميوه سر بر زمين

72 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلی مرکب مرخم : جهان سوز - مشگل گشای – خويشتن بين - باد سنج – هنگامه گير قيد بيت 27 : نگه کرد قاضی در او تيز تيز قيد حالت بيت 77 : بخنديد کای مامک دلفروز ک بياني ک برای تحبيب بيت 131 : پس کار خويش آن که عاقل نشست قيد حالت عاقلانه بيت 158 : بنازند فردا تواضع کنان قيد حالت

73 آيات و احاديث دانشگاه پيام نور بيت 1 : ز خاک آفريدت خداوند پاک پس ای بنده افتادگی کن چو خاک آيه : « اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من طین » ( 38 / 71 ) بيت 2 : ز خاک آفريدندت آتش مباش آيه « خلقتنی من نار و خلقته من طین » ( 38 / 76 )

74 آيات و احاديث دانشگاه پيام نور بيت 62 : چنان ماند قاضی به جورش اسير که گفت ان هذا اليوم عسير آيه « فذلک يومئذ يوم عسير » ( 74/9) بيت 93 : نه پرهيزکار و نه دانشورند همين بس که دنيا به دين می خرند آيه « اولئک الذين اشتروا الحيوه الدنيا بالاخره » ( { معنا : اينان کسانی هستند که دنيا را در برابر آخرت خريدند } بيت 160 : مکن خيره بر زير دستان ستم که دستی است بالای دست تو هم آيه « يد الله فوق ايدیهم » (48/10)

75 باب پنجم در رضا معانی ابيات
دانشگاه پيام نور بيت 22 : يکی بر در خلق رنج آزمای چه مزدش دهد در قيامت خدای موضوع : نکوهش ريا معنا : آن که به درگاه مخلوق برای منفعت يا خوش آمد خود را زحمت می دهد ، خداوند در قيامت به او اجری نمی دهد

76 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 24 : نگويم تواند رسيدن به دوست در اين ره جز آن کس که رويش در اوست موضوع : رضايت خدا و تقرب به او معنا : در سير و سلوک ، کسی می تواند به خداوند برسد و به تقرب جويد که رويش در او باشد

77 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 30 : گرت بيخ اخلاص در بوم نيست از اين بر کسی چون تو محروم نيست موضوع: خلوص نيت و رحمت الهی معنا : اگر اعتقاد پاک در زمين وجود تو نباشد از ثمره اخروی کسی چون تو محروم نخواهد بود

78 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 36 : چه وزن آورد جايی انبان باد که ميزان عدل است و ديوان داد موضوع : نفی ريا معنا : در جايی که ترازوی عدل الهی و ديوان داد او بر پا باشد ، اعمال رياکاران چه ارزشی خواهد داشت

79 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 40 : ور آوازه خواهی در اقليم فاش برون حله کن گو درون حشو باش معنا : اگر می خواهی در سرزمين خود شهرت و آوازه بيابی ، ظاهرت را با جامه گران بها بيارا ، با طنت اگر ناپسند است گو باشد اهميتی ندارد

80 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 43 : طمع در گدا ، مرد معنی نبست نشايد گرفتن در افتاده دست موضوع : سلطنت دنيا ، فقر معنوی معنا : حقيقت جو از گدای معنوی (شاه) اميد طمع نمی دارد چنان که شايسته نيست از کسی که به زمين خورده، دستگيری بخواهد

81 لغات دانشگاه پيام نور زغن : پرنده شکاری پای بند : دام وحل : گل مرايی : ريا کار ورع : پرهيزکاری ابره : رويه لباس حشو : لايی لباس عصار : کسی که از کرچک و کنجد روغن می کشد بايزد بسطامی : عارف بزرگ قرن سوم

82 آرايه ها دانشگاه پيام نور ايهام بيت 3 : به داور خروش ای خداوند هوش نه از دست داور بر آور خروش داور: 1- خداوند 2- قاضی تشخيص بيت 14: اجل چون به خونش بر آورد دست

83 آرايه ها دانشگاه پيام نور اضافه اقترانی : روی نياز جناس مضارع و لاحق : روی و کوی – سنگ و چنگ – محل و وحل – نامه و جامه – باد و داد – نماز و نياز

84 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلی مرکب مرخم : رنج آزمای – راهزن – باريک بين بی گناهم مکوب مفعول : مرا بی گناه مکوب مسند اليه ( بی گناه هستم )

85 آيات و احاديث دانشگاه پيام نور بيت 13: نباشد حذر با قدر سودمند مثل عربی « لا ینفع حذر من قدر » { معنا: پرهيز از قضا و قدر سودی ندارد } بيت 14: اجل چون به خونش بر آورد دست قضا چشم باريک بينش ببست سخن امام علی (علیه السلام) : « اذا حلت التقدیر ضلت التدابیر » { معنا : زمانی که سر نوشت فرا رسد چاره انديشی کارگر نمی افتد }

86 باب ششم در قناعت معانی ابيات
دانشگاه پيام نور بیت 13 : توبرکره توسنی برکمر نگرتا نپیچد زحکم توسر موضوع : حذر از نفس اماره معنا : تو سوار بر اسب سرکش در پرتگاه هستی ، مواظب باش تا از فرمان تو سرنپیچد .

87 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 23 : چو موش آن که نان و پنیرش خوری به دامش در افتی و تیرش خوری موضوع: تمثیل برای دلبسته به تعلقات دنیا معنا : اگر مانند موش ، نان و پنیر کسی را بخوری ، دل به او خواهی داد و ضربه اش را خواهی خورد .

88 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 38 : به تنگی بريزاندت روی رنگ چو وقت فراخی کنی معده تنگ موضوع : پرهیز از پرخوری معنا : اگر هنگام فراخی نعمت ، معده خود را از غذا پر کنی در روز تنگی از گرسنگی رنگ به رویت نخواهد ماند

89 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 71 : مروت زمین است و سرمایه زرع بده کاصل خالی نماند زفرع موضوع : جوانمردی و بخشش معنا : جوانمردی چون زمین است و بخشش سرمایه به منزله کشت و زرع در آن . پس به مستحقان ببخش که ریشه درخت کرم بی شاخه و بار نماند .

90 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 75 : گر از جاه و دولت بیفتدلئیم دگر باره نادر شود مستقیم موضوع : خساست و حقارت فرومایه معنا : اگر آدم خسیس و بخیل از مقام بیفتد و ثروت و نیک بختی اش را از دست بدهد ، به ندرت ممکن است دوباره به جاه و دولت پیشین برسد .

91 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 79 : به در می کنند آبگینه ز سنگ کجا ماند آیینه در زیر زنگ موضوع : پنهان نماندن ارزش فاضل معنا : شیشه را به علت ارزش آن از دل سنگ بیرون می کشند آیینه که از شیشه هم ارزنده تر است کی در زیر زنگار می ماند . ( ارزش انسان فاضل و صاحب کمال پنهان نمی ماند)

92 لغات دانشگاه پيام نور سکون : آرامش آبگینه : شیشه توسن : سرکش انبان : کیسه چرمی پالهنگ : افسار تشریف : خلعت ابدال : جمعی از بندگان خاص خدا ؛ صوفیان معتقد بودند جهان به وجود ابدال پایدار است . طارم افراشتن : خانه و عمارت بلند ساختن گاز : وسیله ای که با آن فلزات را می برند

93 آرايه ها دانشگاه پيام نور استعاره ها بیت 11 : تو خود را از آن در چه انداختی چاه : استعاره از ورطه و مهلکه گناه بیت 13 : تو برکره توسنی بر کمر استعاره از نفس سر کش ( اماره ) بیت 17 :کجا ذکر گنجد در انبان آز استعاره از شکم پر خوران

94 آرايه ها دانشگاه پيام نور بیت 20: همی میردت عیسی از لاغری تو در بندآنی که خرپروری استعاره از روح استعاره از تن آدمی بیت 66 : مکن خانه بر راه سیل ای غلام استعاره از گذر زمان بیت 76 : وگر قیمتی گوهری غم مدار استعاره از انسان اصيل و با فضيلت

95 آرايه ها دانشگاه پيام نور کنايه ها بیت 29 : سر پر طمع بر نیاید ز دوش کنايه از سرافکندگی و شرمساری آدم طمعکار بیت 30 : بروخواجه کوتاه کن دست آز چه می بایدت ز آستین دراز آستين دراز : کنايه از دست دراز کردن برای گدايی و زرخواستن از توانگران

96 آرايه ها دانشگاه پيام نور اضافه ها اضافه تشبیهی : سگ نفس – انبان آز – تنور شکم – سیلاب خواب اضافه اقترانی : دست آز جناس ها جناس خط : نبات و ثبات جناس مضارع و لاحق : گوشه و توشه – حور و نور – چه و ره – پیچ و هیچ – هوش و دوش – تنگ و رنگ . جناس زاید : آز و دراز – رای و سرای – کمال و مال مزید

97 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلی مرکب مرخم :پینه دوز – تن پرور – هنر پرور قید ها بیت 46 : دوان شد به مهمان سرای امیر قيد حالت بیت 47 : چکان خونش از استخوان می دوید همی گفت و از هول جان می دوید گروه قيدی

98 نكات دستوري دانشگاه پيام نور که تاویلی : جمله بعد از خود را به صفت جانشین اسم تاویل می کند : بیت 1 : خدا را ندانست و طاعت نکرد که بربخت و روزی قناعت نکرد که تاويلی قناعت نکننده بر بخت و روزی بیت 26 : پسرگفتش ای بابک نامجوی برای تحبيب

99 آِيات و احاديث دانشگاه پيام نور بیت 2 : قناعت توانگر کند مرد را حدیث : القناعه مال لاینفد و کنز لایفنی معنا : قناعت مالی است که تمام نمی شود و گنجی است که فنا نمی گردد بیت 18 : که پر معده باشد ز حکمت تهی حدیث : « نور الحکمه الجوع » معنا : نور حکمت گرسنگی است .

100 آِيات و احاديث دانشگاه پيام نور بیت 35 : کند مرد را نفس اماره خوار آیه : ان النفس الاماره بالسوء معنا : همانا نفس آدمیرا به کارهای زشت وا می دارد بیت 72 : خدایی که از خاک مردم کند عجب باشد ار مردمی گم کند آیه : ان الله لایضیع اجرالمحسنین

101 باب هفتم در عالم ترتیب معانی ابيات
دانشگاه پيام نور بیت 3: عنان باز پیچان نفس از حرام به مردی ز رستم گذشتند و سام موضوع : مردانگی انسان باتقوا معنا : آنان که در عنان نفس اماره را برگرداندند و از کارهای حرام بازداشتند ، از جهت مردانگی از رستم و سام فراتر رفتند .

102 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 13 : زبان در کش ای مردبسیاردان که فردا قلم نیست بر بی زبان موضوع : حفظ زبان از گناه معنا : خاموشی اختیار کن زیرا در فردای قیامت بر آنان که در این جهان زبان نگاه داشتند ونیالودند قلم گناه چیزی نخواهد نوشت

103 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 26 : از آن مرد دانا دهان دوخته ست که بیند که شمع از زبان سوخت ست موضوع : خاموشی دانا معنا : مرد دانا با دیدن شمع که با آشکار کردن راز خود ، زبانه اش می سوزد ، عبرت می گیرد و خاموشی اختیار می کند

104 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 30 : سخن دیوبند است در چاه دل به بالای کام و زبانش مهل موضوع : نگاه داشتن زبان معنا : سخن مانند دیوی است که در چاه دل گرفتار شده ، مگذار که بر بالای کام و زبان تو برآید .

105 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 31 : توان باز دادن ره نره دیو ولی باز نتوان گرفتن به ریو معنا : می توان دیو سخن را رها کرد ولی دوباره با مکر و حیله نمی توان او را گرفتار ساخت . ( راز گفته شده را نمی توان برگرداند .)

106 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 50 : کم آواز را باشد آوازه تیز چو گفتی و رونق نماندت گریز موضوع : پرهیز از پرگویی معنا : شهرت آن که اندک سخن می گوید بسیار است وقتی پر گویی کردی و رونق و محبوبیتت نماند فرار کن .

107 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 106 : سیه چال و مرد اندر او بسته پای به از فتنه از جای بردن به جای موضوع : اجتناب از فتنه جویی معنا : اگر انسان در سیاه چالی زندانی باشد و پایش را بسته باشند بهتر است از این که سخن چینی کند و سخنان فتنه انگیز را از جایی به جایی برد .

108 لغات دانشگاه پيام نور سياست كردن : تنبيه كردن شهربند : زنداني ژاژ خايان : بيهوده گويان برهمن: پيشواي ديني برهمايي ريو : مكر و فريب زجر : منع كردن تطاول : دست درازي خلق: كهنه بهايم : چهارپايان محك: سنگي كه با آن عيار طلا و نقره را معلوم مي كنند ادرار : مقرري ، مستمري غمازي: سخن چين پنج نوبت نقاره زدن : نشانه عظمت و جلال پادشاه بوده است دستگاه : ثروت

109 آرايه ها دانشگاه پيام نور استعاره بیت 43 : خردمند مردم ز نزدیک و دور به گردش چو پروانه جویان نور استعاره از معرفت و علم تشبیه مضمر خردمند مردم به شمع مجاز بیت 40 : وگرتند باشی به یک باروتیز جهان از تو گیرند راه گریز ذکر محل واراده حال ( مردم جهان ) بیت 112 : چو سعدی کسی ذوق خلوت چشید که از هر که عالم زبان در کشید ذکر محل واراده حال

110 آرايه ها دانشگاه پيام نور کنایه بیت 12 : اگر پای در دامن آری چو کوه کنايه از فروتن بودن بیت 13 : زبان در کش ای مرد بسیار دان کنايه از خاموش بودن ارسال المثل بیت 17 : نباید سخن گفت نا ساخته شاید بریدن ننیداخته مثل : گزنکرده نبايد بريد

111 آرايه ها دانشگاه پيام نور جناس ها جناس خط : حسد و جسد – بند و پند جناس مزید : تیز و ستیز – شکوه و کوه – رنگ و فرنگ جناس زاید ( مذیل ) : آواز و آوازه جناس اشتیاق : صوفی و صفا جناس ناقص : خلق و خلق

112 آرايه ها دانشگاه پيام نور جناس مرکب : بیت 56 : بهایم خمو شند و گویا بشر زبان بسته بهتر که گویا به شر جناس تام بیت 70 : کسی گیرد آرام دل در کنار آغوش كه از صحبت خلق گیرد کنار دوري جناس مضارع : سیاست و ریاست – جواب و صواب – راز و باز – دیو و ریو – نفس و قفس – دانگ و بانگ – دهان و نهان

113 اضافه ها اضافه تشبیهی : گوهر راز – چاه دل اضافه استعاری : سرپنجه عقل
آرايه ها دانشگاه پيام نور اضافه ها اضافه تشبیهی : گوهر راز – چاه دل اضافه استعاری : سرپنجه عقل

114 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلي مركب مرخم :عنان بازپیجان – کیسه بر – غیب دان – گوهر شناس – سحر خوان – خوش سرای – ده مرده گوی – پرده پوش صفات مفعولی : اگنده گوش- ناساخته – نینداخته – پرورده- بخت برگشته-شوريده رافک اضافه بیت 50 : کم آواز را باشد آوازه تیز آوازه کم آواز بیت 78 : کسی را که نام آمد اندرمیان نام کسی نام كسي

115 آِيات و احاديث دانشگاه پيام نور بیت 2 : تو با دشمن نفس هم خانه اي حدیث : اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک معنا : سخت ترین دشمن تو نفس توست كه در میان دو پهلوی توست بیت 44 : که پوشیده زیر زبان است مرد حدیث : المرء مخبوء تحت لسافه معنا : انسان در زیر زبان خود انسان است

116 آِيات و احاديث دانشگاه پيام نور بیت 71 : مکن عیب خلق اي خردمند فاش به عیب خود از خلق مشغول باش حدیث : من نظر فی عیب نفسه ، اشتغل عن عیب غیره معنا : کسی که به عیب خود نظر کند به عیب دیگران نمی پردازد . حدیث : طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس معنا : خوش به حال آن که عیب خودش او را از توجه به عیب های مردم باز دارد .

117 آِيات و احاديث دانشگاه پيام نور بیت 72 : چو باطل سرایند مگمار گوش چو بی ستر بینی بصیرت بپوش آیه : قل للمومنین یغضوامن ابصارهم معنا : مومنان را بگو تا چشمان را از آنچه دیدن آن رو نیست بپوشند .

118 باب هشتم در شکر بر عافیت معانی ابيات
دانشگاه پيام نور بیت 4 : که راقوت وصف احسان اوست که او صاف ، مستغرق شان اوست موضوع : ضعف انسان در توصیف نیکی های خدا معنا : چه کسی آن توانایی را دارد که نیکی های خدا را وصف کند زیرا تمام صفات درشان او مستغرق است . شان او آن چنان بالاست که همه صفت های کمال را شامل است .

119 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت 6 : پیاپی بيفشان از آیینه گرد که مصقل نگیرد چوزنگار خورد موضوع : زدودن گرد گناه از دل معنا : پیوسته گرد گناه را از دل پاک کن زیرا وقتی که دل آیینه مانندت به زنگ گناه آلوده شد دیگر آلت صیقل نمی تواند زنگ را از آن بزداید .

120 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بیت45:توراآسمان خط به مسجدنبشت مزن طعنه بردیگری درکنشت موضوع:اشعری گرایی وجبریت معنا:سرنوشت وتقدیرتورابه مسجدانداخت.مقدرچنان بودکه توازپارسایان هستی،پس به یهودی طعنه نزن.

121 لغات دانشگاه پيام نور سرپنجه:زورمند قعود:نشستن زرود:محلی بی آب وخشک درراه مکه مغلول:کسی که دست وپایش رابازنجیربسته باشند کسوت:لباس عسس:پاسبان بدلگام :سرکش خام:بندچرمی عنف:درشتی وسختی نخوت:تکبر

122 آرایه ها دانشگاه پيام نور استعاره بیت6:پیاپی بیفشان ازآیینه گرد که مصقل نگیردچوزنگارخورد استعاره ازقلب استعاره ازگناه بیت7:دل دردمندش به آذربتافت استعاره ازبی مهری ونامهربانی

123 آرایه ها دانشگاه پيام نور جناس ها جناس تام بیت 39:به جای آورای خام شکرخدای که چون مانه ای خام بردست وپای ناپخته وبی تجربه بندچرمی جناس خط:چشم وخشم جناس زاید:بنده وبخشنده-وصف واوصاف جناس مضارع:پاک وخاک-عهدومهد-رنجه وپنجه-گورومور-راه وچاه

124 باب نهم در توبه و راه صواب
معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 5 : كه بازار چندان كه اكنده‌تر تهي دست را دل پراكنده‌تر موضوع : بازار پر متاع و پريشاني فقير معنا : هر چه بازار پر از كالا باشد براي آدم تهي دست، بيشتر پريشان دلي مي‌آورد زيرا نمي‌تواند چيزي به دست آورد

125 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت 20 : بهاران كه بيد آورد بيد مشك بريزد درخت گشن برگ خشك معنا : در بهار كه درخت بيدمشك شكوفه مي‌آورد درخت پرشاخ و برگ، برگ‌هاي خشكش را از دست مي‌دهد. تمثيل براي بالندگي جوان و فرتوت شدن پير

126 معانی ابيات دانشگاه پيام نور بيت22 : به قيداندرم جره بازي كه بود دمادم سر رشته خواهد ربود موضوع : دور شدن جواني معنا : باز سفيد چالاكي (جواني) كه در بند داشتم لحظه به لحظه بند و رشته را پاره مي‌كند

127 معاني ابيات دانشگاه پيام نور بيت 27 : مراغله تنگ‌ اندرآمد درو شما راكنون مي‌دمد سبزه نو موضوع : فرارسيدن مرگ معنا : زمان درو كردن كشت عمر من فرا رسيده است درحالي كه سبزه نو (جواني) شما تازه مي‌دهد.

128 معاني ابيات دانشگاه پيام نور بيت 54 : خنك هوشياران فرخنده بخت كه پيش از دهل زن بسازند رخت موضوع : آمادگي پيش از مرگ معنا : خوشا به حال آن خوش اقبالان كه پيش از فرا رسيدن مرگ خود را براي سفر آخرت آماده مي‌كنند

129 معاني ابيات دانشگاه پيام نور بيت 56 : سبق برد رهرو كه برخاست زود پس از نقل، بيدار بودن چه سود؟ معنا : آن رهروي كه زود برخاست از ديگران پيش افتاد، پس از جا به جا شدن و رفتن كاروان، بيدار شدن چه فايده‌اي دارد.

130 معاني ابيات دانشگاه پيام نور بيت64 : فرو رفت جم را يكي نازنين كفن كرد چون كرمش ابريشمين معنا : فرزند نازپرورده‌اي از جمشيد درگذشت، جمشيد نيز او را در كفن ابريشم در پوشانيد(همچنان كه كرم ابريشم پيرامون خود تارهايي از ابريشم مي‌تند)

131 معاني ابيات دانشگاه پيام نور بيت 99 : ميسر نبودش كزاو عالمي ستانند و مهلت دهندش دمي معنا : براي اسكندر اين امكان وجود نداشت كه جهان را كه زير سيطره داشت از او بگيرند و يك لحظه مهلتش ندهند

132 معاني ابيات دانشگاه پيام نور بيت 114 : تو را خود بماند سر از ننگ پيش كه گردت برايد عمل‌هاي خويش موضوع : ننگ از گناهان معنا : سر تو از ننگ به زير مي‌ماند زيرا گناهان در اطرافت جمع مي‌شود

133 معاني ابيات دانشگاه پيام نور
بيت 125 : به فتراك پاكان درآويز جنگ كه عارف ندارد زدر يوزه ننگ موضوع : توسل به پاكان معنا : به پاكان متوسل شو زيرا صاحب معرفت از توسل به پاكان يا از آموختن از آنها ننگ ندارد

134 معاني ابيات دانشگاه پيام نور بيت 132 : قضا نقش يوسف جمالي نكرد كه ماهي گورش چو يونس نخورد موضوع : عمر كوتاه زيبا رويان معنا : سرنوشت هركس را چون يوسف زيبا آفريد، گور همچون ماهي كه يونس را بلعيد آن زيباي يوسف وش را در كام خود كشيد

135 لغات دانشگاه پيام نور برگ : توشه مينو : بهشت طيب : پاكيزگي خويد : غله نارسيده گشن : انبوه جره‌باز : باز سفيد و چالاك بادپا : اسب تندرو فيد : منزلي در راه مكه زمام : افسار رحيل : كوچ سبق بردن : پيش افتادن

136 لغات دانشگاه پيام نور شيب : موي سفيد پيري شباب : جواني دخمه : گور رباب : آلت موسيقي مغاك : گودال ثري : زمين دهشت : سرگشتگي و ترس شوخ چشم : گستاخ فتراك : تسمه و ريسماني كه از پس و پيش زين اسب مي‌آويزند دريوزه : گدايي

137 آرايه ها دانشگاه پيام نور
استعاره بيت 22 : به قيد اندرم جره بازي كه بود استعاره از شادابي و چالاكي دوران جواني بيت 23 : شما راست نوبت برين خوان نشست استعاره از جواني و شادابي آن

138 آرايه ها دانشگاه پيام نور
استعاره بيت 25 : مرا برف باريده بر پر زاغ استعاره از موي سفيد استعاره از موي سياه بيت 47 : گرآن باد پايان برفتند تيز استعاره از كساني كه در اعمال خير از ديگران پيش افتاده‌اند

139 آرايه ها دانشگاه پيام نور
استعاره بيت 95 : خبر داري اي استخواني قفس استعاره از تن آدمي بيت 128 : ززنجير ناپارسايان برست استعاره از گناه و آلودگي معاشرت با فاسدان بيت 133 : در اين باغ سروي نيامد بلند استعاره از دنيا استعاره از انسان خوش قامت

140 آرايه ها دانشگاه پيام نور ايهام تناسب بيت 42 : شكسته قدح ور ببندند جست نياورد خواهد بهاي درست سيم و زر -سالم ■ درست در معناي سيم و زر با بها ايهام تناسب دارد

141 آرايه ها دانشگاه پيام نور مشاكله بيت 31 : گل سرخ رويم نگر زر ناب فرو رفت، چون زرد شد آفتاب ■ واژه زرد به مناسبت آنكه مراد شاعر از زر ناب، زردي صورت بوده آمده است.

142 آرايه ها دانشگاه پيام نور اضافه‌ها اضافه تشبيهي : چراغ عمل- بازار مينو- بدر روي- ليل موي- خرمن معرفت- گل سرخ روي- باد اجل- شبستان گور- دل‌‌آرام دنيا اضافه استعاري : سرپنجه غم

143 آرايه ها دانشگاه پيام نور جناس‌ها جناس مضارع : كم و غم- روي و كوي- مشك و خشك- باغ و زاغ- گور و نور- حيف و سيف- عيش و جيش- گوش و هوش جناس خط : قيد و فيد جناس مزيد : انبيا و بيا جناس شبه اشتقاق : شيب، شباب، شب

144 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلي مركب مرخم : كاركن- خوشه‌چين صفت بياني مركب : فراوان طمع راي فك اضافه بيت 5 : تهي دست را دل پراكنده‌تر دل تهي دست بيت 28 : گلستان ما را طراوت گذشت طراوت گلستان

145 نكات دستوري دانشگاه پيام نور راي فك اضافه بيت 73 : يكي را اجل در سر آورد جيش اجل يكي بيت 114 : تو را خود بماند سر از ننگ پيش سر تو بيت 116 : اولوالعزم را تن بلرزد زهول تن اولوالعزم

146 آيات واحاديث دانشگاه پيام نور بيت 40 : قضا روزگاري زمن درربود كه هر روزي از وي شبي قدر بود آيه : « ليله القدر خير من الف شهر » ( قدر، آيه 2 )

147 آيات واحاديث دانشگاه پيام نور بيت 57: كنون بايد اي خفته بيدار بود چو مرگ اندر آرد ز خوابت چه سود؟ حديث :«الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا» معنا : مردم خفتگانند كه چون بميرند بيدار شوند

148 آيات واحاديث دانشگاه پيام نور بيت 62: كنون وقت تخم است اگرپروري حديث:الدنيامزرعه الاخره بيت 63: مكن عمرضايع به افسوس وحيف كه فرصت عزيزست والوقت سيف حديث:«الوقت سيف قاطع،لولم تقطعه بالطاعات لقطعك بالفوات» معنا:وقت مانندشمشيري برنده است اگرتوآن راباعبادات نبري،اوباگذشتنش رشته زندگي تورامي برد.

149 باب دهم در مناجات و ختم كتاب
معاني دانشگاه پيام نور بيت21:نمي تازداين نفس سركش چنان كه عقلش تواندگرفتن عنان موضوع:عدم چيرگي عقل برنفس معنا:نفس اماره چنان تندمي تازدكه عقل نمي تواندعنان اورابگيرد.

150 معاني دانشگاه پيام نور بيت33:بگردان زناديدني ديده ام مده دست برناپسنديده ام معنا:ازآنچه نبايدديد،چشمم رابگردان وقدرت برانجام دادن آنچه ناپسنداست به من مده.

151 معاني دانشگاه پيام نور بيت65:برآورده مردم زبيرون خروش توبابنده درپرده وپرده پوش معنا:مردم به حكم ظاهربه عيب گويي ديگران فريادبرمي آورنداماتوباآن كه ازهرعيب پنهان بنده آگاهي،بازهم پرده پوش عيوب ماهستي.

152 لغات دانشگاه پيام نور ذل:خواري مصاف:جمع مصف،ميدان جنگ زلت:لغزش وخطا احتقار:خواري نبيد:شراب مقصوره:خانه كوچك،محراب مسجد زلل:لغزش وخطا

153 آرايه ها دانشگاه پيام نور استعاره بيت5:قضاخلعتي نامدارش دهد استعاره ازبرگهاي درخت بيت21:نمي تازداين نفس سركش چنان كه عقلش تواندگرفتن عنان ■ استعاره كنايي:تشبيه نفس به اسب سركش

154 آرايه ها دانشگاه پيام نور ايهام تناسب بيت7:چوشاخ برهنه برآريم دست كه بي برگ ازاين بيش نتوان نشست برگ درخت 2-توشه وآذوقه بيت34:من آن ذره ام درهواي تونيست هوا 2-عشق

155 آرايه ها دانشگاه پيام نور اضافه ها اضافه تشبيهي:چراغ بقين-غبارگناه اضافه اقتراني:دست نياز-آستان كرم اضافه مسبب به سبب:ذل گناه

156 آرايه ها دانشگاه پيام نور جناس ها جناس مزيد: جود و وجود جناس مطرف : نواز و نياز جناس خط : ناز و باز جناس مضارع و لاحق : مور و زور ، كس و بس ، عهد و جهد

157 نكات دستوري دانشگاه پيام نور صفات فاعلي مركب مرخم : پرده پوش ، مسكين نواز صفت مفعولي مركب : برآورده دست دو حرف اضافه براي يك متمم : به فصل خزان در ارداف بيت 6: همه طاعت آرند و مسكين نياز بيا تا به درگاه مسكين نواز خداوند

158 آيات واحاديث دانشگاه پيام نور بيت 13: عزيزي و خواري تو بخشي و بس عزيز تو خواري نبيند ز كس آيه :« و تعز من تشاء و تذل من تشاء» معنا : به هر كه خواهي عزت دهي و هر كه را خواهي خوار گردان.

159 پايان دانشگاه پيام نور كاشان
تقديم به دوستداران علم و ادب پارسي در دانشگاه پيام نور دانشگاه پيام نور پايان دانشگاه پيام نور كاشان


دانلود ppt "به نام خدايي كه جان آفريد"

ارائه های مشابه


تبلیغات گوگل